بازگشتطبق معمول مشکل زبان فرانسه مانع شد که کارم راه بیوفته و نتونستم کارم رو انجام بدم، بغضم گرفت و زدم بیرون اول رفتم fnac نیم ساعتی اونجا قدم زدم و بعد رفتم یه لاک قرمز خریدم و بعد هم رفته کافه ی دم خونه که تازه کشف کرده و ...درد دوری از دونه دختر نازم کم نیست، لازم داشتم که یکم گربه بغل کنم تا دلم آروم شه، آخه اینجا حتی تو خیابون هاش هم گربه نیست.جزئیات بیشتر درباره بازگشتفرانسه، گربه، اینجا، دوباره، صحبتگربه ی سیاه و سفید که داشت خودشو روی صندلی تمیز میکرد تا من رو دید اومد نشست تو بغلم و م
برچسب:
نویسنده: نگین رضاپور
تاريخ: دوشنبه
5 مرداد
1405 ساعت: 5:00